۱۶ شهریور ۱۴۰۵؛ به‌دنبال انتشار تصویر «سید عزالدین سیدطاهری»، متهم به قتل و عامل خشونت و تجاوز علیه «نیلوفر مجاوری»، یکی دیگر از زنانی که می‌گوید سال‌ها پیش قربانی خشونت، شکنجه و تجاوز جنسی او شده، روایت خود را با کُردپا در میان گذاشته است. این زن می‌گوید «سید عزالدین سیدطاهری» چند سال پیش او را نیز همانند نیلوفر، در مکانی نامناسب و غیرانسانی نگه داشته، نزدیک به دو هفته از آب و غذا محروم کرده و با ضرب‌وشتم، شکنجه شدید و تجاوزهای مکرر، او را تا مرز مرگ پیش برده است؛ او پس از رها شدن، با عفونت شدید در سراسر بدن، هفته‌ها در بیمارستان بستری بوده است.

کُردپا تأکید می‌کند در انتشار این روایت و افشاگری، برای حفظ امنیت قربانی، بسیاری از جزییات، نشانه‌ها و توضیحاتی را که احتمال شناسایی هویت او را ممکن می‌کند، نزد خود محفوظ نگه می‌دارد؛ از جمله وضعیت اجتماعی، سن قربانی، محل سکونت، چگونگی دسترسی خشونتگر به قربانی، همچنین نام دقیق مکان، وسایلی که با آن قربانی مورد تجاوز قرار گرفته و جزئیات و بازنمایی نوع شکنجه‌ها را منتشر نمی‌کند؛ چراکه این جزئیات آن‌قدر گویا است که می‌تواند هویت قربانی را آشکار کند؛ باشد که روزی راوی بتواند در امنیت ، همه چیز را بازگو کند. 

یک روز پس از افشاگری درباره خشونت، شکنجه و تجاوزی که بر «نیلوفر مجاوری» رفته بود، با تلاش در فضای مجازی، تصویر عامل شکنجه و خشونت، «سید عزالدین سیدطاهری»، منتشر و سپس دست‌به‌دست می‌شد؛ در حالی که روان جمعی جامعه، به‌ویژه زنان، از تصاویر منتشر‌شده از نیلوفر به‌شدت خراشیده شده بود و خبرها از فرار متهم حکایت داشتند. همزمان، درباره متهم، سوابق ده‌ها مورد خشونت و حتی قتل زنان افشا می‌شد.

در همین زمان، یکی از قربانیان خشونت، شکنجه و تجاوز توسط «سید عزالدین سیدطاهری» در گفت‌وگو با کُردپا، با ارسال تصاویر و مدارکی از بدن شکنجه‌شده خود، همچنین مدارک بستری‌شدن در بیمارستان و آزمایش‌ها و بررسی‌های پزشکی، خشونتی را که توسط این فرد بر او رفته است، روایت کرد.

این قربانی که پس از انتشار تصویر «سید عزالدین سیدطاهری» او را شناخته،  سخنان خود را این‌گونه آغاز می‌کند؛

«این [سید عزت‌الدین سیدطاهری] همان مردی بود که چند سال پیش من را همانند نیلوفر مورد شکنجه، خشونت و تجاوز قرار داد. خیلی جاها نوشته‌اند نمی‌دانیم [نیلوفر] چگونه شکنجه شده؟ می‌خواستم زیر پست‌ها بنویسم که چگونه شکنجه شده و چه بر سرمان می‌آورد و با زن‌ها چکار می‌کند، اما ترسیدم. می‌ترسم زیر پست‌های نیلوفر تجربه خودم را بنویسم و دوباره مورد خشونت قرار بگیرم. سکوت کرده‌ام، فقط نگاه می‌کنم ببینم مردم چه می‌گویند و تنها کسی که بهش گفته‌ام تو هستی.»

او با صدایی لرزان پر از خشم و ترس ادامه می‌دهد؛

«ضربات وارده بر دست و پا و سر نیلوفر را می‌بینی، می‌دانی چگونه این شکنجه‌ها را انجام می‌دهد؟ وقتی من را می‌زد، آب گرم و سپس آب سرد بر بدنم می‌ریخت و بارها ضرب‌وشتم و شکنجه را با همین روش تکرار می‌کرد و ادامه می‌داد.

دست و پاهایم را روی زمین خاکی می‌بست و با شلاق و کمربند و هرچه دم دستش بود مرا می‌زد و بر بدن شکنجه‌شده و زخمی‌ام خاک می‌پاشید. من را هم در مکانی بسیار نامناسب و غیر‌انسانی نزدیک به دو هفته به‌صورت بسته نگه داشت. مرا هم مانند نیلوفر از آب و غذا محروم کرد و به جایش در دهانم شاشش می‌ریخت.

بارها به من تجاوز کرد؛ خودش و با وسایلی که دم دستش بود، از واژن و مقعد با خشونت کامل به من تجاوز می‌کرد. با لگد به سرم ضربه می‌زد تا حدی که احساس می‌کردم در سرم فرورفتگی ایجاد می‌شود. تا این اندازه دردناک بود. از شدت ضربات، دهانم پر از خون می‌شد و تعداد زیادی از دندان‌هایم شکستند.

وقتی می‌گفتم به من رحم کن و تو رو خدا بس است، می‌گفت دوباره اسم خدا را بیار تا جلوی خدایت بهت تجاوز کنم. می‌گفتم مرا بکش، می‌خندید و می‌گفت نه، ذلیلت می‌کنم.

تمام موهای سرم را کشیده و بیرون آورده بود و تا مدت‌ها موهایم ریزش داشتند.

هر بلایی می‌توانست سرم آورد و سپس به‌صورت بیهوش‌شده، پس از روزها مرا دور انداخت. مرا پیدا کرده بودند، تمام بدنم عفونت بود و هفته‌ها در بیمارستان بستری بودم.

به‌خاطر این فرد بارها از خودم بیزار شدم؛ حتی از خودم و بدنم چندشم می‌شد.»

از او پرسیدیم آیا می‌توانیم درباره این روایت بنویسیم، گفت؛

«بنویس، عکس‌های بدن شکنجه‌شده‌ام را هم بذار. خدا را شکر این روز را دیدم که رسوا شد. بعد از این بلایی که سرم آورد، از آن سال به بعد ندیدمش. وقتی بیرون می‌رفتم همیشه دوروبرم را نگاه می‌کردم، همه‌جا را نگاه می‌کردم که آیا دوباره می‌بینمش…»

او ادامه می‌دهد، چه و از کجا بگویم؛

«به جایی رسیده‌ام که چیزی برایم مهم نیست و از چیزی نمی‌ترسم و می‌توانم در برابر همه دردها و عذاب بایستم. نه شرم دارم از اینکه بدانند کی هستم و نه می‌خواهم سکوت کنم، اما خودت می‌دانی چرا مجبورم و به امید روزی که بتوانم هر آنچه بر من گذشته را بازگو کنم…»

آخرین وضعیت پرونده نیلوفر مجاوری و اطلاعاتی تازه درباره  عامل قتل و خشونت او؛

 براساس آخرین اطلاعات رسیده به کُردپا درباره «سید عزالدین سیدطاهری»، او در شهر پیرانشهر در بازداشت است و خانواده نیلوفر مجاوری در حال پیگیری پرونده هستند. همچنین تمام مدارک پزشکی و بیمارستانی که شکنجه و تجاوز و خشونت بر نیلوفر را به‌صورت کتبی تأیید کرده، در اختیار دادگاه برای تحقیقات مقدماتی قرار داده‌اند.

تعداد زیادی از افراد به کُردپا گفته‌اند که هیچ کاری و هیچ چیزی از «سید عزالدین سیدطاهری» بعید نیست و او را وابسته به حکومت می‌دانند، - در کُردستان به این‌گونه افراد «جاش» گفته می‌شود-. آنها می‌پرسند مگر نه اینکه چگونه ممکن است فردی بتواند این همه خشونت را علیه ده‌ها زن اعمال کند، بدون اینکه هیچ‌کس جرأت شکستن سکوت را داشته باشد و او همچنان به کار خود ادامه دهد.

«سید انور سیدطاهری»، برادر «سید عزالدین سیدطاهری»، در گفت‌وگو با رسانه «رووداو» در اقلیم کردستان عراق، ضمن تأیید بازداشت برادرش ادعا کرده است او «مشکلات درونی» دارد و افشا کرده که بیش از ۱۰ سال گذشته، همسر خود را در نقده به قتل رسانده و بابت این قتل ۶ سال در زندان بوده است. او همچنین گفته است که برادرش ۱۸ تا ۱۹ زن داشته و بیشتر این زن‌ها بیش از یک هفته نزد او نمانده‌اند.

برادر متهم به قتل، در گفت‌وگو با این رسانه، در پاسخ به این پرسش که چرا نهادهای حکومتی و قضایی جمهوری اسلامی با برادرش با این میزان از مراعات و سهل‌انگاری برخورد کرده‌اند، گفته است: «نمی‌دانم». او در این گفت‌وگو، بدون محکوم کردن رفتار برادرش و بدون پاسخگویی خانواده به این موضوع که، حتی اگر ادعای آنها مبنی بر اینکه فرزندشان «مشکلات درونی» داشته، درست باشد، چرا برای معالجه او اقدام نکرده‌اند، در حالی که ده‌ها زن قربانی شده‌اند؛ انگشت اتهام را به سمت مادر نیلوفر گرفته و مدعی شده است که او در جریان رابطه دخترش با برادرش بوده است.

«سهیلا مهدی‌زاده» خاله نیلوفر، که کُردپا پیشتر گزارش خشونت و قتل نیلوفر را به نقل از او منتشر کرده بود، می‌گوید خانواده عامل خشونت و قتل نیلوفر، انگشت اتهام را به سمت مادر نیلوفر گرفته‌اند. او این اقدام خانواده متهم را محکوم کرده و می‌گوید آنها بدون هیچ‌گونه مسئولیت‌پذیری، طی این مدت حتی هیچ پیام تسلیت و ناراحتی، به هیچ شکلی، به خانواده نیلوفر نداده‌اند. خاله نیلوفر تأکید می‌کند این گفته‌ها به هیچ عنوان صحت ندارند و خانواده متهم می‌خواهند برای برادرشان سفیدشویی کنند. 

کُردپا فاجعه زن‌کشی نیلوفر مجاوری و سکوتِ از سرِ ترسِ سایر قربانیان را نتیجه مستقیم بی‌کیفرمانی ساختاری و عادی‌سازی خشونت علیه زنان در قوانین جمهوری اسلامی می‌داند. این ساختار ضد زن با عدم حمایت قانونی و مجرم‌انگاری آزاردیدگان، زنان را در بن‌بستی مرگبار رها کرده است؛ جایی که نه می‌توانند به سیستم قضایی پناه ببرند و نه امنیت شکستن سکوت را دارند. انفعال عامدانه حکومت در قبال مجرمان سابقه‌دار، دستگاه قضایی را به شریک مستقیم این فجایع تبدیل کرده است.