در اواخر هفتهی جاری، فرآیند انتخابات دوره پنجم مجلس خبرگان رهبری و دوره دهم مجلس شورای اسلامی در ایران برگزار میشود. تاکنون همهی احزاب و جریانات سیاسی کُردستان ایران با صدور بیانیههایی، موضع خود را در مورد انتخابات و کل فرآیند آن اعلام کردهاند که اکثریت قریب به اتفاق آنها، مستقیما سیاست تحریم انتخابات را درپیش گرفته و از مردم خواستهاند که در پای صندوقهای رأی مشارکت ننمایند.
در هفتهی آخر انتخابات، آژانس کُردپا با برخی از شخصیتهای سیاسی گفتگوهای کوتاهی انجام داده که تا روز اجرای انتخابات( جمعه،٧ اسفندماه)، هر روز دیدگاه یکی از این افراد در قالب دو پرسش کوتاه منتشر میشود.
دومین گفتگو با آقای علی مهرابی، فعال سیاسی کُرد پیرو آیین یارسان ساکن سوئد میباشد.
کُردپا: آیا شما حضور مردم در پای صندوقهای رأی را سفارش میکنید؟ چرا؟
علی مهرابی: در یک کلام نخیر! بنده موافق شرکت مردم در بازی انتخاباتی رژیم که تنها جهت گرفتن یک نوع مشروعیت کاذب مردمی از طریق وعدهای بی پشتوانه است نیستم. چرا ؟ چونکه حق انتخاب یک حق طبیعی و بدون قید وشرط شهروندان یک سرزمین متمدن است که البته در آن انتخابات همه قوانین تحت نظارت نهادهای وابسته به شخص خاص یا گروهای خاص و مشترکالمنافع نباشد و نیست. در ایران کنونی چرخ انتخابات در مدار منافع و ایدئولوژی شخص ولی فقیه و گروهای مشترک المنافع میچرخد که حتی در میان خودشان بر سر خودی و غیر خودی مشکل دارند.

در این انتخابات درجه وفاداری و مزدوری کاندیدها به ولایت فقیه خامنهای معیار خوب و بد آنها است و بر سر این اصل باید رقابت کنند و نه بر سر حقوق و آزادی مردم. در چنین سیستمی انتخابات تنها نمایش انتخاباتی فریبکارانه است، در صورتی که یک انتخابات آزاد دمکراتیک و متمدنانه باید بیشتر امنیت مخالفان نظام در انتخاب نمایندگان خود را تضمین کند و معیار خوب وبد طرح آنها برای رفاه عمومی و آزادی همنوعانشان باشد نه اینکه قبل از شروع انتخابات قسم وفاداری به ظالم و پذرش عدم تغییر نظام را تضمین کرده باشد. در انظام اسلامی تمام جمعیت ایران شرایط زندانیانیانی را دارند که در انتخابات جهت برگزیدن یکی از زندانبانان خود شرکت میکنند، تا از میان شکنجهگران خود شخص مناسبی را جهت دخالت در سرنوشتشان انتخاب کنند. درست است انها انتخاب میکنند اما در شرایط مساعد و مناسب یک انسان آزاد نیستند زیرا قبلا آزادی آنها از جانب همین گروه زندانبانان مشترکالمنافع صلب گشته است و در چنین شرایطی زندانیان به زندانبان خود رأی میدهند تا چند سال دیگر در زندان بمانند و از این طریق زندانی بودن خود و زندانبان بودن رئیس خود را رسما تایید میکنند.
یک انتخابات درست باید صلاحیت تغییر نظام و شخص اول نظام را در اختیار انتخاب کنندگان قرار دهد و حق انتخاب آزاد و بی قید شرط شهروندان را تضمین کند. در حالی که در نظام اسلامی ایران پیشاپیش حق آزادی انتخاب شهروندان از طریق نظارت شورای نگهبان منافع رهبری صلب گشته است. پس شرکت در انتخابات با چهارچوب محکم یک زندان بزرگ امنیتی و انتخاباتی خود بخشی از قانونی نمودن ماشین سرکوب و فریب تودها است.
کُردپا: از منظر شما "تحریم فعال انتخابات" چگونه است؟
علی مهرابی: تحریم فعال در شرایط کنونی ایران یک گام بزرگ آزادیخواهانه و عدالتطلبانه و هم آهنگ را میطلبد که دیر یا زود ملتها و مردم این سرزمین باید به آن برسند، که در حال حاضر متاسفانه من این همآهنگی و آمادگی را نمیبینم. یک تحریم فعال وقتی مفید است که بشود از طریق تشکلها، نهادهای مردمی و حقوقی علت تحریم را بین و تودهای مردمی برد و آنها را از هدف تحریم و علت تحریم آگاه ساخت. در هر صورت نباید غافل ماند از آنچه رژیم در منطقه آفریده است تا مردم و حتی بخشهایی از اپوزیسیون نیز دچار توهم وحشت از آینده شوند. آنچه در لبنان، سوریه ،یمن و عراق پیش آمده است علتی است که عامل اصلیش رژیم اسلامی ایران است، چون میخواهد تودها را از امید به آینده بهتر و ایجاد نظامی مردمی و دمکراتیک ناامید کرده و آنها را از هر گونه تغییر بترساند، زیرا ابزار سرکوب رژیم از جانبی و خوف و وحشت ایرانیان از گیرافتادن در سرنوشت عراق، سوریه و یمن از جانب دیگر و تن دادن بخش بزرگی از به اصطلاح اپوزیسیون مرکزگرا و حتی چپ ایران به تحمل شرایط کنونی که خود منجر به تحمل آخوندها و رژیم اسلامی خواهد شد یک رکود سیاسی را منجر شده است، آنهم به بهانه ترس از خیزش ملتهای تحت ستم داخل ایران که فرصت عدم همآهنگی یا عدم اعتماد عمومی متقابل تودها مردمی متفاوت را همچون هدیهای در اختیار رژیم قرار داده است، اما تجربه تاریخ نشان داده است سرانجام خیزش تودهای تحت ستم ناگزیر خواهد بود. به باور بنده در شرایط فعلی اگر اطلاعرسانی وسیع و ابراز نارضایتی از نمایش انتخابات کنونی در مقیاس متناسب با این فریب رنگارنگ آخوندی نباشد و روشنفکران و آزادیخواهان نتوانند این تئاتر فریبکارانه را رسوا کنند، زمان بیشتری را در اختیار آنها قرار خواهند داد تا در قدرت نامشروع خویش بمانند و برای دور بعدی نیز نمایش دیگری را تدارک ببینند.
اگر صادقانه به موضوع جریانات تاریخی و ماندگار شدن رژیم اسلامی بنگریم ناموفق بودن جریان آزادیخواهی و عدالتطلبی این سرزمین را در ناهمآهنگی گروههای سیاسی و شخصیتهای آزادیخواه ایران خواهیم یافت. اگر چه رشادتها و مبارزات کم نیستند، اما به نتیجه نرسیدن آن ناشی از عدم موفقیت مبارزین از یک سو و قدرت فریب آخوندها از سوی دیگر است. پس ایجاد وحدت عمل در سازماندهی یک خیزش عمومی متمدنانه و طرح شعارهای واقعی آزادیخواهانه و عدالتطلبانه را باید به موضوع روز تبدیل کرد و به میان تودها برد. رمز موفقیت در آینده در گروه قبول واقعیتهای سیاسی و اجتماعی و ارایه راهکار درست جهت همزیستی مسالمتآمیز ملل ساکن این سرزمین است و نه تحمل بدترین شیوه حکومتی دنیا به بهانه خطر تجزیه یا خطر ابراز وجود یک پدیده موجود و همگامی با رژیم در انکار برخی حقایق تاریخی و اجتماعی و مردمی. باید پذیرفت که ایران یک کشور کثیرالملل بوده و خواهد بود و همزمان باید شجاعانه برای زندگی مسالمتآمیز متمدنانه در آینده طرحی نو را ارائه داد. تنها از این راه شکستن تلسم آخوندی ممکن خواهد شد و اعتماد عمومی ملل ایران سبب خیزش سازمانیافته و هدفمندی خواهد شد که میتواند از آنچه آخوندها در سوریه و عراق آفریدهاند پرهیز داوطلبانه و هشیارانه کند. حقیقت این است که شرکت در انتخاباتی که یک فرقه مذهبی حق مطلق رد یا تائید صلاحیت اشخاص را برای عبور از فیلتر فرقهای خود و به نفع خود را دارد، جز حقارت و تمسخر آزادگی چیز دیگری حاصل نشده و نخواهد شد. تنها مرجع تائید یا رد صلاحیت یک کاندید رأی آزاد و بیقید و شرط مردم است.
لینک مرتبط:
کُرد و انتخابات هفتم اسفندماه(١)





